این روزها شفافیت و پاسخگویی نسبت به عملکرد به حلقه مفقوده ساختار مدیریتی کشور بدل شده است. مسئلهای که به نظر می رسد هر چه زمان می گذرد بر پیچیدگیهای آن افزوده می شود. یکی از نمونههای بارز این گزاره، مدیریت فعلی در شرکت سرمایهگذاری نفت و گاز و پتروشیمی تأمین (تاپیکو) است.
به گزارش بازار اصناف آنلاین به نقل از صدای پتروشیمی، این روزها شفافیت و پاسخگویی نسبت به عملکرد به حلقه مفقوده ساختار مدیریتی کشور بدل شده است.
مسئلهای که به نظر میرسد هر چه زمان می گذرد بر پیچیدگیهای آن افزوده میشود. یکی از نمونههای بارز این گزاره، مدیریت فعلی در شرکت سرمایهگذاری نفت و گاز و پتروشیمی تأمین (تاپیکو) است.
در شرایطی که آقای روحالله شهیدیپور پیشتر صراحتاً اعلام کرده بود مسئولیت کاهش سودآوری شرکتهای تابعه این مجموعه عریض و طویل با شخص اوست اما این روزها نشانهای از شفافیت و پاسخگویی در بدنه تاپیکو به چشم نمیخورد.
بر همین مبنا پرسش ساده اما بیپاسخ این است: وقتی مسئولیت پذیرفته شده، چرا گزارشی شفاف از دلایل این افت منتشر نمیشود؟ چرا مشخص نمیشود سهم تصمیمات مدیریتی، سیاستهای فروش، هزینههای مالی یا انتصابات در این عقبگرد چه بوده است؟ مسئولیتپذیری اگر به اقدام عملی و شفافسازی ختم نشود، صرفاً یک جمله تشریفاتی است.
در مقابلِ مطالبه پاسخگویی، تمرکز اصلی بر دفاع تمامقد از مدیری است که انتصاب او از ابتدا با انتقاد نسبت به فقدان تخصص مرتبط همراه بود.
به عنوان مثال در حالی که انتظار میرفت کارنامه عملکردی معیار قضاوت باشد، مدیرعامل تاپیکو از ماندنی بودن مدیرعامل ایرانول سخن میگوید؛ گویی نتیجه ۸۰۰ میلیارد تومان کاهش سود، اهمیتی در ارزیابی عملکرد ندارد.
در حالی که افت ۸۰۰ میلیارد تومانی سود در شرکت نفت ایرانول دیگر یک «نوسان مقطعی» نیست؛ این عدد، زنگ خطر جدی درباره نحوه اداره سرمایهای است که متعلق به بازنشستگان است.
با این حال، بهجای ارائه گزارش شفاف و پاسخگویی روشن، آنچه از مدیران بالادستی دیده میشود، نه توضیح فنی بلکه موضعگیریهای تدافعی و تبلیغاتی است.
مدیران ارشد شرکت سرمایهگذاری تأمین اجتماعی و تاپیکو بارها از «شایستهسالاری» در انتصابات سخن گفتهاند. اما شایستهسالاری بدون ارائه شاخص، بدون انتشار رزومههای تخصصی مرتبط و بدون سنجشپذیر بودن عملکرد، بیشتر به یک شعار شبیه است تا یک فرآیند حرفهای. اگر معیارها روشن است، چرا منتشر نمیشود؟ اگر ارزیابی عملکرد انجام شده، چرا نتایج آن اعلام نمیشود؟
آنچه افکار عمومی را نگران کرده، نه فقط یک عدد بزرگ در صورتهای مالی، بلکه نوع مواجهه با آن است: سکوت در برابر جزئیات، پررنگ کردن ادبیات تبلیغاتی، و حمایت بیقید و شرط از انتصابی که محل سؤال است. این رویکرد این شائبه را تقویت میکند که حفظ یک چینش مدیریتی، مهمتر از صیانت از منافع ذینفعان تلقی شده است.
سرمایههای این مجموعهها متعلق به جامعهای است که سالها حق بیمه پرداخت کرده است. در چنین شرایطی، حداقل انتظار، پاسخ شفاف، انتشار مستندات، پذیرش خطا در صورت وقوع و اصلاح مسیر است؛ نه تکرار کلیگویی درباره شاخصها و شایستگیها.
تا زمانی که گزارش دقیق و مستند درباره علل این کاهش سود و نقش تصمیمات مدیریتی منتشر نشود، این پرسش پابرجا خواهد ماند: چرا مسئولیتپذیری در حد یک جمله باقی مانده و به اقدام عملی تبدیل نمیشود؟











